Hacked By CarnivorE

روی علفها چکیده ام . من شبنم خواب آلود یک ستاره ام که روی علفهای تاریکی چکیده ام . جایم این جا نبود. فانوس در گهواره ی خروشان دریا شسشت و شو می کند. کجا می رود این فانوس ، این فانوس دریا پرست پر عطش مست. بر سکوی کاشی افق دور نگاهم با رقص مه آلود پریان می چرخد . زمزمه های شب در رگهایم می روید باران پر خزه ی مستی بر دیوار تشنه ی روحم می چکد. از چشم نا پیدای خطا چکیده ام : شب پر خواهش و پیکر گرم افق عریان بود. رگه ی سپید مرمرسبز چمن زمزمه می کرد. و مهتاب از پلکان نیلی مشرق فرود آمد. پریان می رقصیدند و آبی جامه هاشان با رنگ افق پیوسته بود. زمزمه های شب مستم می کرد. پنجره ی رویا گشوده بود و اوچون نسیمی به درون وزید. اکنون روی علفها هستم و نسیمی از کنارم می گذرد. تپش ها خاکستر شده اند آبی پوشان نمی رقصند فانوس آهسته پایین و بالا می رود. هنگامی که او از پنجره به بیرون می پرید چشمانش خوابی را گم کرده بود. جاده نفس نفس می زد. صخره ها چه هوسناکش بوییدند! فانوس پرشتاب! تا کی می لغزی در پست و بلند جاده ی کف بر لب پر آهنگ ؟ زمزمه های شب پژمرد. رقص پریان پایان یافت. کاش اینجا نچکیده بودم! هنگامی که نسیم پیکر او در تیرگی شب گم شد فانوس از کنار ساحل براه افتاد. کاش اینجا- در بستر پر علف تاریکی- نچکیده بودم! فانوس از من می گریزد. چگونه بر خیزم؟ به اسخوان سرد علفها چسبیده ام. و دور از من، فانوس در گهواره ی خروشان دریا شست و شو می کند.
گوهر اندر کف دریا نه درخشد نه درخشش دارد
گوهر فکر چه رخشنده طلایست که در مغز شبی جا دارد
((شروع از آغاز گفتار و پایان همان آغاز غرور، سنجیدن زیست در همهمه که دغدغه ی
همیشگی است و پر پر زدن در اقسام زندگی و غرق شدن در اعماق آن.))
افتادن برگ غرور بر روی زمین که دهن باز می کند و سرشار از بلعیدن است ، آیا لیاقت
بلعیدن را دارد؟ برگی از راه رسیده و چتر باز کرده که نه فکر افتادن داشته نه شوق رفتن.
راه رفتن روی شن های پشت راه زندگی و پریدن از روی پل های خستگی و نشستن روی
روی فرش فراخ که در خانم جا مانده است . چه چیزی امیّد را روشنایی می دهد؟ و چه کسی
از امیّد سخن می گوید؟ حرف من و حرف تو چیست؟ چه چیزی از دور دست
کشان کشان می برد و چه چیزی از نزدیک رنجمان می دهد؟ آیا فهمیدیم؟ آیا به دنبال حقیقت
رفتیم؟ یا حقیقت را نابود کردیم؟
نابودی از شروع ونا بودی از پایان رسیدن.
حقیقت هیچ چیز نیست چون ویرانش کردیم. آیا سبب را پیدا کردیم یا فقط به خود لطمه زدیم؟
حرکت از آغاز کدام روز را دوباره به فکر خواهیم آورد؟ پس از این همه روز چه کردیم؟
مشکل از ماست یا مشکل همیشه نا معلوم است؟پس حرکت های نوین از چه شی نشعت می
گرفته و آغاز طلایی هر امید از کجا فوران می کند؟ به دنبال چه چیزی می گردد و به چه
مبنایی دست می یابد.
راستای دلاویز کدام راه به سلول هایم جرات حرکت می دهد؟
الگو از آموزگار سراسیمه بگیرم یا الگو برای شقاوت یک رفتار باشم؟ آیا نا معلومم یا به
جایگاه دیدار رسیده ام که برای ما سودی ندارد؟ یا سود همان منفعتی است که از هیچ چیز
بردیم؟.
به نتیجه ی بد اینکه فکر خسته شده رسیدیـم اما از همین کلمه هم راضی نیستیم. به رضایت
کامل برسیم یا باز هم سوال از افکار مغشوش بکنیم؟
انتظاررا در زندگی جریان دهیم یا تپشهای کند را به تندی دعوت کنیم ، دعوت به ازدحام
غربت بودن زندگی یا زندگی را سرزنش کنیم؟ بابت اظطراب نا معلوم همیشگی ، نامربوط
های مجهول فکر را از اتفاقات بد گذر دهیم و به مقصد درست برسیم حتما جایگاه درستی هم
وجود دارد پس باید رمزهای درست را وارد کنیم و اگرنـه : بنشینیم و با هم فکر را
آزار دهیم.
آیا کاملا خونسرد هستیم یا خود را به خونسردی دعوت می کنیم تا از چرخش سهنمگین
آسیابی که فرمانروای دانش اینک قرعه را به سوی ما سوق داده است فرار کنیم؟
آیا برای فرار از مسائل پیچیده ابعاد مکانی و زمانی هم قرار دادیم؟ اگر اینچنین است پر افت
ترین و ذلیل ترین فرار همین فرار فکری است که برای رو به رو شدن با آن فکر هم نمی
کنیم. آیا برای این فکر نمی کنیم که به بن بست فکری می رسیم؟ ولی با تمام این مسائل باید
تا انتهای فکر، فکر کرد.
ای کاش می شد که زمان خوش می رفت
.ای کاش می شد از مهرت لبخندی می کردی که نشیند بر لب ما
.ای کاش می شد دستی می افشاندی تا ز سر انگشتانت صد بوسه چکد
. ای کاش می شد تو مرا می طلبیدی ز خودم.![]()
ای کاش می شد که در آغوش من از مهر و وفا می گفتی
.ای کاش می شد رشته مرز تو از هم بدرد
.ای کاش می شد من از اندام تو یک طرح معلق بکشم در چشمم
.ای کاش می شد من و تو ما بشویم
.ای کاش می شد دسته گل باغ دل من بشوی
.ای کاش می شد آمده بودی که شوی تاج سرم
.!ای کاش می شد کوچه ما فتح می شد به دست دو سلام
.ای کاش می شد که صدای نفست صدای قلبم می شد
.ای کاش می شد دفتر دلبستگی را به خودت می خواندی
.ای کاش می شد که لبت با لبه من می آمیخت
.ای کاش می شد که درون دل تو گل امیر می روئید
.ای کاش می شد درس محبت به دلم میدادی
.ای کاش می شد تو هم عاشق بودی
.ای کاش می شد یک قدم هم تو به سویم آیی
.ای کاش می شد تو را می بوسیدم و از آن خودم می کردم
.ای کاش می شد دوباره مثل روز اول بشوی
.ای کاش می شد مغز من از دسته تو آرامش داشت
.ای کاش می شد تو مرا بشناسی
.اي كاش مي شد ...(!)
(( در اختیار عشق ))
دلم می خواهد بشکنم سکوت این مرزو بوم را ،سکوت این مرز و بوم بی هویت را . دلم می خواهد بگذرم
دلم می خواهد بگذرم از ناله های عصیانی بی بند و بار
- دلم می خواهد که سکوت را با زمزمه های هایخواهش و با نغمه های نیایش تو بردارم و به نعره های لرزان بسپرم
.دلم می خواهد،
دلم می خواهد به اختیار تو در آیم، دلم حدیث گمشده ای را می خواند، دلم به حال من می گرید و به اسم تو می
خندد و خنده کنان می لرزد
.!دل من
دل من هر چه به من گفت بکن آن کردم
دل من گفت به هر کجا می روی من بروم
دل من گفت که سر پیچان از او من مطیع تو شدم
دل من گفت که روزی به سراغت آیم، من آمدم آن روز و هر روز دگر
دل من گفت شبی هم به سراغت آیم،چه شبی،من آمدم آن شب و شب های دگر
آن شبی که خواب پدر می دیدی ، من آمده بودم آن شب
آن شبی که در کوچه ی بن بست غریبانه ی آن کوی غریب یک سگ
!به من گفت نیا ، پاسبان قریه ی شما بودآن شب
!چه شب ها آمده ام من ، دیدی؟
پاسبانی که هنوز ندیده ای من دیدم
آن شبی که در انتظار فردا ،چشم بر چشم گذاشتی بی پروا من احمق چه اسیرت بودم
آن شبی که تو
آن شبی که تو به نازنینی شقایق گلها،آن شبی که تو به راحتی یک شاپرک ناز و قشنگ ، آن شبی که تو مثل
عروسکان پاکی، آن شبی که تومثل شبنم سحر به روی گل خوابیدی من دیوانه خرابت بودم شبی که فکر
مرا می کردی ، من چه مستانه به یادت بودم
یادی از روی گلت
یادی از داغ بزرگی که بر دلم زد نگهت
.یادی از چشم قشنگت که به یادم مانده
یادی از قامت نازت که همیشه نازست و یادی از
...عرض سلام دارم خدمت دوستای گلم
شرمنده این مدت تو بیمارستان بودم خب نمی شد آپ کردکه
چرا تهدید به مرگ میکنید
(ندا) یعنی خیلی مخلسیم![]()
بیخیخی یعنی همون بی خیال
اتفاقات خیلی بدی هم این مدت افتاد.. که .. هیچی ولش می دونم
خودتون داغونید دیگه درد هاتونو تازه نمی کنم .![]()
بچه ها من دیگه میرم امتحان ادبیات دارم فردا ولی بدونید خیلی جیگرید همتونو دوست دارم![]()
خدافس لیورا![]()
![]()
ادامه مطلب
سلام حالتون خوبه؟من که اصلا حالم خوب نیست
ولش میگم اعصاب شما هم به هم میریزه![]()
همون طوری که گفتم امروز میخوام دو قهرمانیه دیگرو بگذارم
(البته یکیشو اون یکی هم فردا)![]()
راستی بعضی بچه ها گفته بودن مصور یعنی چی
بابا یعنی همراه با تصویر![]()
![]()
بریم ادامه مطلب![]()
![]()
ادامه مطلب
زحمت آخرش این طوری خدایی شرمندم باید یه فکری کنم
اعصابم ریخت به هم خدافس![]()
و خانواده ی عزیزتون باشه از همین جا صورت ماهتون رو میبوسم![]()

راستی من دیدم همه دارن عیدی میدن گفتم منم برا آلمانیا یه چی عیدی بدم.بعد هر چی فکر کردم
دیدم بابا امین عکس میزاره ندا داره لغت میزاره منم گفتم بیام کاری کنم با تیم ملی آلمان
این آپه من تقریبا ورزشیه و فقط به درد آلمانیا میخوره . من امروز تصمیم گرفتم اون سه قهرمانی
آلمان رو در جام جهانی براتون بزارم (این دفعه فقط سال ۱۹۵۴هستش
)حالا زیاد فک نمیزنم تو ادامه
مطلبه . فقط مصورهستش برید حالشو ببرید.![]()
ادامه مطلب
شاقول، به انعطاف پذيري طناب، به لبريزي دوغآب، به سفيدي سيمان، به صافي ماله، به وسعت بشكه،
به معرفت عمله، به قدرت كارگر، به ظرافت گچ كار، به لطافت معمار، به شجاعت صاحب كار، به رشادت
مهندس، به صلابت جوشكار، به محبت صافكار، به رفاقت همكار، به سر كار گذاشتن توي بيكار!!! ![]()
حالتون خوبه؟ سلامو داشتید؟
دمتون گرم.
اما به درخواست یکی از بچه ها می خوام تو آپ بعدی از بالاک عکس بگذارم .راستی من اصلا یادم رفت برا
چی وبلاگ زدما می خواستم شعر بنویسم براتون.
به همین خاطر امروز یه شعر توپ براتون گذاشتم از
خودم هستا اما با تقلیده.
(عاشق ها برن تو دفتر خاطراتشون بنویسن).![]()
من خودمو گم می کنم فقط به خاطر تو تو خودتو گم می کنی فقط به خاطر من
من سر راهت می مونم فقط به خاطر تو توراهتو کج می کنی فقط به خاطر من
راه رفتنت رو دوست دارم فقط به خاطر تو شکستنم رو دوست داری فقط به خاطر من
من به تو دلبسته می شم فقط به خاطر تو تو هم از من خسته میشی فقط به خاطر من
من فقط عاشق میمونم فقط به خاطر تو معشوقگی نمی کنی فقط به خاطر من
سلام می دم به روی تو فقط به خاطر تو جواب نمی دی سوی من فقط یه خاطر من
زندگی از من عاجزه فقط به خاطر تو نبودن من جایزه فقط به خاطر تو
سیگارمو ترک می کنم فقط به خاطر تو
تو هم منو ترک می کنی فقط به خاطر من
یه دنیا حرف دارم بگم فقط به خاطر تو تو هم که هیچی نمی گی فقط به خاطر من
میام باهات حرف بزنم فقط به خاطر تو رد می شی میگذری میری فقط به خاطر من
از خنده هات خوشم میاد فقط به خاطر تو از گریه هام خوشت میاد فقط به خاطر من
امید وارم خوشتون اومده باشه.نظرتونم راجع بهش بگید من دیگه برم احتمالا فردا آپ کنم و عکسای بالاک رو
بذارم.خیلی دوستون دارم
تا آپ بعدی که خیلی زیباست
بای![]()
خیلی دوستون دارم و مخلس همتونم هستم
به نام خدایی که آفریدگار آفریدگاران است و به نام خدایی که آفریننده ی آفرین صفتان است .به نام خدایی که
معشوقه همه ی ماست و معشوقه داران را<< دوست دارد>>.
آقا اِ چیه بابا گفتم دوست دارد نگفتم مرا دوست دارد که نترسید ما بچه تر از اونیم که معشوقه داشته باشیم ![]()
ولی خب حالا عاشق چند نفری هستیم که بگم همه مردن [نمردن بابا منظورم اینه که جنسه مذکر هستن] ![]()
بچه ها من اول از اخلاقم شروع می کنم که بیشتر با شخصیت من آشنا شید .اولا من اصلا زیر بار حرف زور
نمیرم سر همینم تو مدرسه یه سر دعوام میشه و اصلا خودتون بیاین این جا مبصرامون رو ببینید همه چیرو
می فهمید.۲ وقتی بم فحش میدن حوصلم نمیگیره برم دفتر و فلان همون جا طرف رو چک ولقدی میکنم .سر
همین هم باز دعوام میشه با ناظم که چرا به من نگفتی و اینا حالا اینارو ولش ۳ متاسفانه اصلا صبور نیستم
فکر کنم نیازی نباشه بیشتر از این بفکم فهمیدید چطوریم اما خیلی مهربونم و متین( این یکیرو هم خب جدی
نگیرید)![]()
اما علایقم ![]()
کشورمورد علاقه:
آلمان
(اگه میرفتم چی میشد خدایی بهشته ).
(اگه خدا بخواهد برای ادامه تحصیل میریم)![]()
تیم های مورد علاقه: ملی:
(آلمان)
باشگاه:
(بایرن مونیخ)![]()
بازیکن مورد علاقه:همون طور که مریم خانوم گفت :
(میشائیل بالاک)
برا همینم امین جون رو لینک
کردم
مربی هم که:
( یورگن کلینزمن)
رو دوست داشتم که رفت خدا کنه مربیه استرالیا بشه
اما از شخصیت
هیتلر
خیلی خوشم میاد .فن بیانی هم که داشت واقعا بی نظیر آلمانی که بلد نیستیم ولی خدایی
سخنرانی هاش رو گوش دادنی آدم حال میکنه.
دیگه بگم که عکسم رو هم گذاشتم اون بالا گل رو برداشتم آخه بابا هی داد میزنم بیاید این عکس گذاشتن رو به
من یاد بدید هیچ کس گوش نمیکنه.(نامردا).![]()
و اما اون بزرگوارانی که نظر دادن از راه دور
همتون رو دوست دارم وخیلی چاکرم.
به امید برد فرا شب بایرن در مقابل رئال و برد چلسی در مقابل پرتو که واقعا در حد چلسی نیست همون بالاک
ما کلشون رو حریف هستش .![]()
من دیگه زیاد حرف زدم در آخر از همتون ممنون که سر می زنین و نظر میدین واقعا شرمنده میکنین. اما اگه
یکی بود این آپلودکردن رو به ما یاد میداد خیلی خوب بود(آقا امین خیلی دوست داریم
).گرفتی؟![]()
منتظرم باشید بازم بر می گردم پس فعلا ![]()
ولی آغاز ما از دقیقه ی شروعین مبهم و تار بوده و هست و هر چیز که آغاز ندارد نپذیرد انجام.
ولی با تمام شکستی که در قدم های نخستین و ابتدائی داشته ام از یک آغاز پر طلوع سخن میگویم
که از تمامی احساسات خودم آکنده باشد که در من خلاسه می شود. از خودم بگویم که هیچ عذری
ندارد .عذر و بهانه ها در قدم گذاشتن به حریم دیگران سرچشمه می گیرد و در حریم <<من>> تمام عذر
ها و بهانه ها به بن بست هیچ نگفتن می رسد .
سلام
حالتون خوبه ما که کوچیکتونیم
از این به بعد من در خدمت شما خواهم بود و شما با نظرات
سازندتون ما رو حمایت می کنید . ( ما یعنی من ) ![]()
من چون این اولین آپم هست یه کم مشکل دارم . یعنی بابا بیاید کمک در واقع هیچی بارم نیست
یعنی ...هیچی بابا ولش اعصابم ریخت به هم .![]()
اما این وب ببینید من چون شعر خیلی دوست دارم بیشتر توش شعر میگم البته نه هر شعری نه از هر
کس بلکه شعر های قشنگ از شاعرای توپ مثل سهراب سپهری و البته از خودم هم شعر می گما
اما من در پست بعدی بیوگرافی خودم رو هم میزارم که حالش رو ببرید .![]()
اما من عاشق چند تا شخصیت هستم که دوست دارم آشنا شید باهاشون اما فعلا ولش تو همون پست
بعدی تو بیوگرافی می گم.![]()
دیگه زیاد پر رو شدم بسه امید وارم حال کرده باشید
فعلا با ما تا بعدا که بیام البته یه چیزی بگم که
من چون فوتبال دوست دارم سر اونم بحث خواهیم داشت .![]()
بای تا بعد![]()
![]()
